در قلب خسته من
آرامشی نشسته است ،که بیگاه است
که در فراسوی تمامی التهاب های نهان و آشکار من ،روئیده است
من اما ،نه به آن ،نه به این
من فقط به یاد تو و آن گیسوان
و آن سراغ گرفتن از سر تفنن ،از جانبت
روز از پی روز
با تمامی تناقضات درونی خویش
چشم به راهم ،بر آستان راهی که از برای قدومت
به رنج و عشق ،فرش کرده ام
و تو در گریز از آن
به مزاح
همیشه بر سرم آوار گشته ای
نوشته شده توسط سهیل در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 13:33 | لینک ثابت |


