تبليغاتX
اهر یمن

من این سه شعر و به نیت یک شعر بلند که این سه ِسه قسمت اون بود سرودم .ولی بعد دیدم که زیاد به هم ربط نداره ِو منم خالی از انگیزه که ربطی داخلش کنم ِو دوم اینکه فرا موش کردن اینکه اون شعر بلند چه بود چه می خواست بشود ِهمین شد که الان می بینید 

باز آمدم با ترانه هایی خاموش

از آغاز تا لحظه بی مفهوم عروج

با هر چه که در ذهن عذاب می دهد مرا

با جامه های تهی ز انسان

با قلبهایی بی اتفاق مجنون

آری توان گفتن و رفتن فقط برای من

انگار که چه کم می شود، اگر نگویم

درد،زخم یا شادی در بدن

بی خود ز خود حرف می سرایم، حرف مفت

بی خود زخود انتظار دارم بسپارند این اوهام بیاد


شب شده است ،شب، شب تنهایی

شب یک افسون ما لیخولیایی های رویایی

انگار فرو شده ،خر قلم ،در گل دست

بی هیچ خط راست پاره گشت ورق ها همه، تا به آغاز شب

حالا فقط امید دارم به آه خویش

تا در برش کنم آن کلمات که از قلم گریخت

آهم شروع کن که وقت وقت رفتن است

جاده همان که بود،هست که هست

همان لکنت  اشعار در قسا وت قلم

همان امید هرز به گشایش از سخن

همان روح که محتاج امر دیگر است

امری که ارتباط سر فصل آن ،حماقت بود و هست

در هر صور زاین بود که کتابی به دست رسید

بر نیت همین ارتباط بود که ورق خورد بی دلیل


من آه می کشم

دیوار آه می کشد

ای وای بر این سرزمین که زمین و آسمان آه می کشد

در پنجره سکوت تیره و تار آه می کشد

دیوار کنار می رود ،سقف می ریزد

در گرد و خاک این هوار ،دیوار و سقف آه می کشد

من در میان دود و غم و اظطراب و اشک

در خیل سقف و در و دیوار و پنجره

در جمع قالی و میز و قاب خالی بر دیوار

سکوت کرده ام

من گیج و منگ  و هراسان

در بین اشک و لبخند ‌.بی انتخاب

در هر طرف حروف قدیم و کهنه خویش را

آن آشنا ترین کلامهای شعر

می نگرم بر  لبان در، پنجره ،قالی، یک قندان،

سیگار در دست

سایه بر دیوار

پرده ها دور ازهم

 

 

 

نوشته شده توسط سهیل در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 19:39 | لینک ثابت |

چند روز پیش داشتم فیلم خیزش هانیبال و می دیدم .

هانیبال وکه می شناسید؟همون آدم خور معروف فیلم سکوت بره ها که با بازی آنتونی هاپکینز تمام فیلم سکوت بره ها رو از آن خود کرد.

از اول برام یک سوال بود که چرا هم نویسنده هم فیلم ساز سکوت بره ها دیدشون نسبت به هانیبال لکتر اینقدر رویایی و تو صیفاتی که از احوال اون با تمام خباثتی که عملش داشت می کردند این همه تغزلی؟

این سوال و تو اون فیلم جواب نگرفتم .تو فیلم بعدی که از روی شخصیت هانیبال ساخته بودند هم جواب نگرفتم.

ولی جوابش اینجاست دقیقا تو فیلم خیزش هانیبال.

خیزش هانیبال بر می گرده به عقب به خیلی عقب . به زمانی که هانیبال یه بچه هشت ساله هست تو سالهای پایا نی جنگ جهانی دوم .

جنگی که نه مال اونه نه مال خواهرش نه مال نود و نه درصد تمام کسایی که ازش درد کشیدند.

داستان از اون جا شروع می شه که اونا پدر و مادرشون و تو یه بمباران از دست می دند اونم تو وسط جنگل که دسترسی به هیچ آدمی برای کمک نیست تا جنازه پدر مادر و که  گرگا دارند جلوی بچه ها  می خورند و نجات بده.

هانیبال هشت ساله خواهرش شش ساله که تو این وضعیت یه شش هفت نفر آلمانی فراری می رسند به خونه.

وسط زمستون سرد هیچ غذایی هم تو خونه نیست .این آلمانیها بنا به امر مقدس  تنازع بقا یک تصمیم منطقی می گیرند.برای زنده ماندن باید بچه ها را بخورند .و با اینکه هانیبال بزرگتره ولی قرعه به اسم خواهره می افته چونکه گوشتی تره.

هیچ موقع نوبت به هانیبال نمی رسه چونکه روسا می رسند و آلمانیها فرار می کنند .

روسا اون و به کمپ بی پدر مادر و می برند تا با تعلیماتشون اون یه خورده انسانیتم از اون بگیرند .ولی نه به نظرم اون صحبت کمیسر فیلم درسته که هانیبال تو همون هشت سالگی تو بر فا مرد.

خلاصه کنم هانیبال از دست رو سا فرار می کنه می یاد فرانسه.و مابقی فیلم شرح انتقام گرفتن هانیبال از همون شش نفر آلمانی و خوردنشونه.

ولی اون چیزی که مهمه اینه که من  تو این انتقام همون حس تغزلی و نسبت به هانیبال دارم که قبلا برام در فیلمای قبلیش و کتابش نا آشنا بود. دقیقا از تموم صور هولناک این  انتقام هیچ گونه چندشی به من دست نداد .

چی به سر من اومده؟چرا به نظرم این ادا اطوارای هانیبال با این همه دهشتش نه حس همدلی که حس هم ذات پنداری در من ایجاد کرده؟

ولی دلیلش روشنه نباید زیاد فکر کرد .هانیبال فرزند قرن ماست فرزند فشار زیاد وقایع تا اون حد که این حجاب کاذب انسانیت در زیر این فشار پاک بشه و ما وجود حیوانیمون بپاشیم رو صورت دیگرون .

به این سیر تحول توجه کنید .آلمانیها خواهرش و خوردند (یا ایدئولوژی نازیسم)روسا درون و وجودش و خوردند(بگیرید کمونیستا)و وقتی که هانیبال به جهان آزاد(بگیرید سر مایه داری )می رسه می بینه که همون آلمانیها الان با تغییر اسم قدرت و تو دست دارند .یکیشون خانواده داره و یک رستو ران و برای رفتن به کلیسا بچه هاش و نصیحت می کنه دو سه تا شونم سر مایه دارند در تجارت پر مایه زن به آمریکا.اون یکی هم که تو همون آلمان شرقی مونده قدرت برو کرات او نجاست.

تو جه کنید تموم مقدسات سر مایه داری در دست اون اراذله :پول و سرمایه و خانواده و کلیسا.

و با مزه این جاست که موقعی که کمیسر این نشان نظم و قانون تو این نظام .هنوز برای گیر انداختن او ن جنایتکاران جنگی دنبال دلیل و بر هان هست و همیشه نسبت به هانیبال یه قدم که صدها قدم عقبتر .

تو مو قعی که اون دنبال دلیله تو زمانی که اون دنبال براهین محکمه وتو زمانی که اون داره به دیگران با هزار منطق و دلیل می گه که بهتره برای فرد و جامعه کار(دنبال کردن جنایتکا را) بیافته دست اون و هم کیشاش .معلوم نیست که چند دهتا هانیبال تو هشت سا لگیشون بچگی و انسانیتشون و تو برف جا بگذارند.

ولی ما می تونیم نگاه کنیم به بوسنی به روندا به دارفور به عراق و............

به ایسم هایی که با همون روشه قدیمیها حجاب کاذب انسانیت پاک می کنه و به همه ما می فهمون انسان اگه جون به جونش کنند اگه فضا رو بگیره .ابدیت و برای خودش به ارمغان بیاره باز همون حیوان بود که بود.که هست .که خواهد بود. 

نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 17:30 | لینک ثابت |
 
business articles